|
پروژه درختکاري آباده ۱۳۸۲ صفحه اصلي >
پروژه درختکاري آباده > گزارش سال ۱۳۸۲
نامه آقاي «محمدرضا داهي» از ايران به خانم «نکو داهي» درباره پروژه درختکاري سال ۱۳۸۲ شمسي (۲۰۰۳ ميلادي) : نکو جان سلام خداوند را سپاس که يک سال ديگر بر عمر من افزود تا بتوانم دومين گزارش خود را بفرستم. در سال ۱۳۸۱، باقيمانده پولي را که همشهريان مقيم آمريکا از طريق شما براي من فرستاده بودند - در حدود ۱۳۵۰ دلار، معادل ۱۰۱۸۰۰۰۰ تومان - در قبال تضمين کافي به شخصي دادم و او هر سال ۲۰۰۰۰۰ تومان به عنوان سود به من ميدهد. اين مبلغ به اضافه ۱۰۰۰۰۰ تومان هزينههاي سه برنامه جداگانهاي را تامين کرد که در زير به آنها اشاره ميکنم.
۲- در آذرماه و ديماه ۱۴۸۱، آقاي صداقت، از همشهريان علاقهمند مقيم رفسنجان، دو کيسه بذر گياه تاغ را که شخصا از بيابانهاي رفسنجان جمعآوري کرده بود برايم فرستاد. در بهمنماه ۱۳۸۱ به آباده رفتم و به کمک دانشآموزان دختر دبيرستانها - که اين بار نيز گروه انديشههاي سبز آنها را سازماندهي کرده بود - اين بذرها را در جوار نهالهاي قيچ سال قبل کاشتيم. ابتدا براي دانشآموزان هدفها را توضيح دادم، مسائل زيست محيطي را برايشان به اختصار تشريح کردم، و خود شيوه کاشت بذر را آموزش دادم. تاغ، بر خلاف قيچ، حتماً بايد مستفيم در زمين کاشته شود و نه در گلدان. پس از کاشت هم نيازي به آبياري ندارد. نم مختصري که از آسمان ببارد آن را سبز ميکند. دانشآموزان در گروههاي چند نفري يکي خاک را خراش ميداد و ديگري بذر در گودال ميپاشيد. تعدادي هم تماشا ميکردند و منتظر بودند تا پس از چند دقيقه نوبت به آنها برسد و در اين کار عملاً شرکت کنند. يک روز پس از کاشت بذر تاغ، بارندگي کم سابقهاي را شاهد بوديم؛ ۱۰ تا ۱۵ سانتيمتر برف!! آن هم در آباده خشک بيباران!! آن هم يک روز پس از بذرکاري! واقعاً براي همه خوشحال کننده بود. در آن روز اطمينان يافتم که حتي خاک خشک آباده نيز از آنچه کردهايم راضي است.
۳- در اسفندماه ۱۳۸۱ طي دو مرحله، دو گروه از دانشآموزان دختر به ايستگاه تثبيت شن در نزديکيهاي شورجستان رفتند. در اينجا گلدانهاي پلاستيکي را از خاک پر کردند و بذر گياه اسکنيل ( که آن را هم آقاي صداقت از رفسنجان فرستاده بودند) و نيز بذر گياه قرهداغ را در آن گلدانها کاشتند تا در پاييز يا زمستان سال ۱۳۸۲ در بخشي از بيابانهاي آباده کاشته شوند.در اين بخش، آقاي دکتر علي کاوياني، از پزشکان جوان گرگاني جديداً آبادهاي شده نيز شرکت داشتند. از ايشان خواهش کردم گزارش کار خود را بنويسند که کپي آن را به پيوست ميفرستم. آقاي مهرورز، مسوول تشکل غير دولتي (NGO) انديشههاي سبز آباده نيز گزارش فرستادهاند که کپي آن نيز موجود است.
نکته دوم اين است که در شهرستان آباده (مثل ديگر شهرستانهاي ايران) اداره منابع طبيعي با اعتبارات دولتي، که هر سال در اختيار ميگيرد، و با کمک کارشناسان و با استفاده از امکانات کم و بيش کافي خود، هر ساله به بذرکاري مراتع و کاشت نهالهاي بياباني ميپردازد. با همه تلاشهايي که شده است، هنوز چهره بياباني شهرمان تغيير نکرده است. از فعاليت چند روزه دانشآموزاني که انديشههاي سبز آباده سازماندهي ميکند هم نبايد انتظار داشت که حتي به اندازه درصد کوچکي از فعاليتها اداره منابع طبيعي آباده، در اصلاح خرابيهاي سه چهار دهه گذشته سهم داشته باشند. اما آنچه اين برنامه را از برنامه دولت متمايز ميکند، دخالت مستقيم دانشآموزان در کاشت درخت است که اميدوارم آن اندازه دلبستگي به موطنشان در آنها ايجاد بشود که وقتي از آباده مهاجرات کردند، اين شهر را از ياد نبرند و اگر در کشور صاحب مسووليتي شدند، به ياد آباده آنچه در توان دارند را به کار بندند. با احترام - محمدرضا داهي براي ديدن تمام عکسهاي مربوط به اين پروژه اينجا کليک کنيد. |